۱۳۸۸ آبان ۲۷, چهارشنبه

به همین راحتی




خیابان پر از جمعیت است. گاز اشک اور زده اند. مردم اتش روشن کرده اند و شعار می دهند. پلیس با باتون همه را از زن و مرد و پیر و جوان و رهگذران را جانانه می زند.
احساس بدی می کنم و به کوچه ای که ماشینم را در ان پارک کرده ام می روم. عده ای جوان پشت ماشینم خودشان را مخفی کرده اند. سر کوچه چند تا ون دارند ادمها را بزور سوار می کنند. از سر و صورت عده ای خون جاری است و لباسشان را قرمز کرده است.
جوانهایی که پشت ماشینم قایم شده اند از من خواهش می کنند ماشین را حرکت ندهم. از سر کوچه صدای جیغ زنها و فریاد مردها گوش فلک را پر کرده است. صدای اژیر ماشین های پلیس و موتورها گوش را می خراشند. صدای پرتاب گلوله های گاز اشک اور هر لحظه شنیده می شود.
سوار ماشین می شوم و رادیو را روشن می کنم. رادیو پیام دارد اهنگ "الهه ناز" مرحوم بنان را پخش می کند.


۱۳۸۸ آبان ۲۲, جمعه

حدود اختیارات ولی فقیه


مجتبي ذوالنور جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران ادعا کرد که:

"در نظام اسلامي، ولايت ومشروعيت ولي فقيه ازسوي خداوند ، پيامبر  و معصومين  است و اينگونه نيست كه مردم به ولي فقيه مشروعيت بدهند تا هر زمان كه بخواهند او را عزل كنند."

وی که پنجشنبه شب برای مبلغان"نهاد نمايندگي  رهبري در دانشگاه‌ها" در قم سخنرانی می کرد همچنین گفت

"مشروعيت ولي فقيه از بالاست ومقبوليت آن از سوي مردم مي‌باشد".


ایشان همچنین فرموده اند:

"اين حرف اشتباهي است كه مي‌گويند ولي فقيه بايد در چارچوب قانون عمل كند" و همچنین ادامه داده اند که:


"احكام اوليه ثابت است ولي باب احكام ثانويه در دست ولي فقيه است و حتي ولي فقيه نيز مي‌تواند در احكام اوليه نيز تصرف كند وولايت فقيه درچارچوب قانون اساسي نيز نمي‌گنجد." و در انتها هم گفته اند:


"نه مردم می توانند ولی فقیه را عزل کنند , نه مجلس خبرگان"


در این باره دو مورد ذهنم را به خودش مشغول کرده است. اول انکه ایا این سخنان و یا بعبارتی این تفکر اساسا" ربطی به اسلام دارد یا نه؟ با این اوصافی که ایشان از ولی فقیه می دهند , خداوند و پیامبر هم زیر مجموعه ای از ولایت فقیه هستند همچنین بنظرم این تفکر به فرعونیسم نزدیکتر است تا به دین.

فرعون ادعای کدام یک از موارد ذکر شده توسط اقای ذالنور را نداشت.



مورد دومی که برایم جای سوال دارد اینجاست که ایا خود رهبر انقلاب به این تفکرات ایمان دارند و یا از ان  مطلع هستند؟

۱۳۸۸ آبان ۲۰, چهارشنبه

دگر دیسی در گفتمان جنبش سبز





از روز 13 ابان که شعارهایی جدیدی پا به عرصه  خواستهای حداقل قسمنی از بدنه جنبش وارد شد بتدریج نگرانی ها بیشتر شده است. در این بین دو گزاره باید مورد بررسی و نقد قرار بگیرد. گزاره اول تحلیل اصولگرایان و محافظه کاران از این واقعه و گزاره دوم تحلیل اصلاح طلبان در این باب است.

از نظر اصولگرایان یا بهتر بگوییم قسمت رهبری و بدنه اصلی ان تحلیل مشخصی دارند. انها عنوان می کنند که جنبش سبز از ابتدا برانداز بوده و مسئله انتخابات تنها روپوشی برای تحرکات ضد انقلاب و براندازان بوده است. در نظر اصولگرایان ضد انقلاب و تمام مخالفین قسم خورده انقلاب به بهانه تقلب در انتخابات به خیابانها امدند و ان شورشها را براه انداختند چه بسا همه انها به بهانه دیگری هم اینکار را انحام می دادند. همانطور که در جریانات سال 1387 نیز چنین کردند و با حضور قاطع مردم حزب الله و همیشه در صحنه از میدان بدر شدند.

از دیدگاه اصلاح طلبان جدای از بحث وجود تقلب و یا عدم وجود ان برخورد خشن و غیر منطقی پلیس و بسیج و لباس شخصی ها و سرکوب شدید و عریان معترضین در خیابانها و بازداشتگاهها باعث دگردیسی در گفتمان جنبش و شروع شعارهایی شده که در ان اصل نظام و رهبری به زیر سوال رفته است. اگرچه اصلاح طلبان هنوز به اصل سلامت انتخابات اعتراض دارند و در ادبیات انها همواره عبارت "دولت بعد از نهم"  و  یا "دولت کودتا" جایگزین عبارت دولت دهم است.

به هر شکل این دگردیسی در شعارها و خواسته ها , حتی سران اصلاح طلب را هم دچار انفعال کرده و انها در بیانیه ها و مصاحبه هایشان نگرانی خود را از بروز این دگردیسی انکار نمی کنند و نسبت به ان هشدار می دهند.

اگر چه در جریان بعد از انتخابات هشدارهایی در همین مورد از سوی اصلاح طلبان داده شده بود اما برندگان صندوق ان را جدی نگرفتند. 

بنظرم در اینده روز 13 ابان 1388 نقطه عطفی در حرکت جنبش سبز تلقی خواهد شد. این نقطه عطف باعث بریدن عده ای از این جنبش بدلیل هماهنگ نبودن انها با شعارهای جدید است و از طرفی انهایی که ادامه خواهند داد کسانی هستند که از چهارچوب جمهوری اسلامی و ولایت فقیه را پشت سر گذاشته اند و به شکلی اماده پذیرش هزینه های آتی حرکت خواهند بود.

به عبارت روشن تر حرکت ها از جانب هر دو طرف درگیر رادیکال تر و مقاومت هر دوطرف بیشتر خواهد شد.

۱۳۸۸ آبان ۱۸, دوشنبه

دیوار برلین



امروز بیستمین سالروز ویرانی دیوار برلین بود.

این عکس را دوست دارم چون  تجلی خواست همیشگی روح انسان فارغ از لباس و جایگاه , برای فرار از اختناق و رفتن ان بسوی ازادی است.

گرچه بنظرم بزرگترین مشکل رسیدن به ازادی نیست بلکه استفاده صحیح از ان بسیار مهم تر است. اختناق درونی و فکری به مراتب بدتر از اختناق بیرونی و حکومتی است.

۱۳۸۸ آبان ۱۷, یکشنبه

روپوش سفید



« وقتی از مطب می خواهید بیرون بروید, همان لحظه که روپوشتان را از تن در اوردید, تمام گرفتاری ها و مشکلات مطب و مریض هایتان را بهمراه روپوشتان اویزان کنید. »

« زن و بچه تان گناه نکردند که با شما زندگی می کنند. وقتی به خانه می رسید سرحال باشید و به زندگی تان برسید. این هم بنفع شماست و هم بنفع بیمارانتان»

این اخرین درس استاد دکتر جمشید یکانی بود. او تنها استاد بیماریهای داخلی نبود, واقعا" یک استاد نمونه بود. او بدون انکه هیچ ادعای ماورایی داشته باشد استاد  کامل اخلاق پزشکی بود. همیشه کلاسش پر بود و این در حالی بود که هیچوقت در کلاس حضور و غیاب نمی کرد.

بچه های سال پایینی و سال بالایی چه انها که واحد را داشتند و چه انها که نداشتند کلاس را پر کرده بودند. بقول معروف جای سوزن انداختن نبود.

این نصیحت استاد همیشه در گوشم بود اما...

اما بعضی وقتها نمی شود به همراه اویزان کردن روپوش , مشکلات و افکار را هم به همراه ان تا ورود بعد اویزان کرد.

۱۳۸۸ آبان ۱۵, جمعه

رادیکالیزه شدن شعارها در جنبش سبز , دلایل و پیامدها









 از روز 12 ابان ماه که رهبر انقلاب در دیدار با جمعی از نخبگان مخالفت با اصل   سلامت در انتخابات را جرم تلقی کردند انتظار می رفت که جنبش سبز قدم به مرحله جدیدی گذاشته باشد. 


اساس شکل گیری جنبش سبز برای اعتراض به نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شکل گرفته است و بر اساس امارهای رسمی حکومت حدود 14 میلیون نفر به اقای احمدی نژاد رای نداده بودند. بنا براین حداقل 14 میلیون نفر در نتیجه انتخابات شک داشتند و یا بقول رهبر انقلاب در ان تشکیک کرده اند که با این فرمایش ایشان حداقل این 14 میلیون خودبخود مجرم شناخته می شوند.


جرمی که نه تنها در قوانین مدنی و جزایی و کیفری از ان صحبت نشده بود بلکه تاکنون در هیچ کشوری تشکیک در انتخابات جرم تلقی نشده است.

تقلب در انتخابات افغانستان و ابطال اراء در ان کشور و در نهایت کناره گیری رقیب انتخاباتی اقای کرزای بدلیل تشکیک در بیطرفی کارگزاران انتخابات بود که هیچکدام از این موارد بوسیله حاکمیت نیم بند افغانستان هم جرم تلقی نشده بود.


پس از این اعلام موضع صریح و بدون بازگشت رهبر انقلاب انتظار شنیدن شعارهای رادیکال از طرفدارن جنبش سبز که تاکنون سعی در انکار مخالفت اشکار نظراتشان با رهبری داشتند دور از ذهن بنظر نمی رسید.


عده ای معترض به انتخابات بدون اینکه در هیچ دادگاهی ,حتی تحت عنوان متهم دادگاهی شده باشند به یکباره مجرم شناخته شدند و از این رو راه برگشت برای هر دو طرف بسته شد.


همچنین با این تلقی رهبر , رفتار نابهنجار نیروی انتظامی و بسیجیان و لباس شخصی ها با مردم , عادی تلقی  شد زیرا انها داشتند با یک عده مجرم برخورد می  کردند و نه با یک عده معترض به انتخابات.


این تندروی از جانب رهبر از جانب معترضین بی جواب نماند و نتیجه ان رادیکالیزه شدن شعارهای معترضین از اعتراض به نتیجه انتخابات به شعار علیه کل حاکمیت و جناب رهبر انقلاب است.



حافظه تاریخی همه ما به ما یاد اوری می کند که در جریان برخورد حکومت اسلامی با مجاهدین خلق یکبار دیگر این اتفاق افتاده بود. سختگیری و تشدید فشار بر سازمان مجاهدین خلق در سالهای اول انقلاب منجر به حرکات مسلحانه, ترور و انفجارهایی شد و همچنین دشمنی هایی را پدید اورد که تاکنون نیز ادمه دارد. در این جریانات هر دو طرف درگیر ضربات سنگینی به هم وارد کردند که با تدبیر تا حدود زیادی قابل پیشگیری بود. 


امروز باید جمهوری اسلامی جنبش سبز و نفوذ ان در میان حداقل روشنفکران و طبقه متوسط جامعه را به رسمیت بشناسد. حذف و یا حتی سرکوب این جنبش و یا متهم کردن ان به وابستگی به غرب و خبرگزاری های غربی مشکلی از جمهوری اسلامی حل نخواهد کرد. 


پیامدهای رادیکالیزه شدن شعارها در بدنه جنبش سبز به دقت قابل پیش بینی نیست اما حداقل ان این است که کادر کنونی رهبری جنبش را منزوی کرده و در اینده جمهوری اسلامی مجبور خواهد شد اشخاص دیگری را  در راس ان ببیند و تحمل کند. 


بدون شک جنبش سبز یک حرکت درونزا و در راستای خواسته های حداقلی مردم شکل گرفته است اما سرکوب و انکار و بدنام کردن ان نه تنها از قدرت ان کم نخواهد کرد بلکه اهداف ان را هم دستخوش درخواست های بلند پروازانه تری خواهد نمود.


تن دادن به خواستهای حداقلی و قانونی امروز جنبش بسیار کم هزینه تر از اجبار در پذیرش خواستهای غیر قابل پیش بینی اینده خواهد بود.


پی نوشت :
سخنان امروز جناب محسن ارمین و جناب دکتر شکوری راد را می توان در ادامه همین رادیکال شدن شعارهای جنبش سبز ارزیابی و تحلیل کرد

متن سخنان اقای محسن ارمین 

متن سخنان اقای دکتر شکوری راد 



۱۳۸۸ آبان ۱۴, پنجشنبه

زندگی سخت




دیروز شاهد صحنه هایی بودم که خیلی ناراحت کننده بود. با خودم فکر کردم واقعا" اینهایی که باعث ازار مردم می شوند شب ها چطور می توانند بخوابند؟


اینهایی که بی دلیل و الکی اذیت شده اند چطور می توانند فراموش کنند؟


ایا هیچ وقت اوضاع مثل سابق خواهد شد؟ چه برای انها که مردم را اذیت کرده اند و چه انها که اذیت شده اند.